نور الهدی کُرغُند

امام علی(ع) :با بخشش، قدر و منزلت انسان بالا رود؛ و با فروتنی، نعمت كامل شود.

خراسان در خراسان  نور در جان تو می‌چرخد

مگر خورشید در چاک گریبان تو می‌چرخد؟

 

خراسان مُهر دریا می‌شود با گام‌های تو

به دست ابرها تسبیح باران تو می‌چرخد

 

اگر شوق وصالت نیست در آیینه‌ها، درها

چرا آیینه در آیینه، ایوان تو می‌چرخد

 

طواف عاشقان هم بر مدار چشم‌های توست

سماع صوفیان هم گرد عرفان تو می‌چرخد

 

به سقّاخانه ات زیباست رقص کاسه‌های نور

در این پیمانه، آن پیمانه، پیمان تو می‌چرخد

 

بیابان در بیابان گرگ شد، هر کوه، صیّادی 

چقدر آهوی زخمی در شبستان تو می‌چرخد

 

در این آدینه لبریز از آغاز گل، شاعر!

شروع تازه‌ای در بیت پایان تو می‌چرخد

 

 

 

 

 

مهدی رحیمی :

 

 

 

پرواز خواهم کرد سویت، پر که باشد

 

پر چونکه باشد می پرم باور که باشد

 

شاه و گدا فرقی نخواهد داشت این است

 

درک کریم از اینکه پشت در، که باشد

 

آری رضا گفتن مؤثر بوده برلب

 

تاثیر دارد خطبه بر منبر که باشد

 

مثل شراب از سرکه بودن ها گذشتیم

 

پای طلب معنی ندارد سر که باشد

 

دیگر نمی آیم من از باب الجوادت

 

روی لبم سوگند بر مادر که باشد

 

قم می شود دروازه ی مشهد یقینا

 

حرف برادر می شود خواهر که باشد

 

وقت وداع اینجا ضریحت را همیشه

 

شش گوشه می بینم دو چشمم تر که باشد

 

 

 

محمد مهدی عبداللهی :

 

بر گنبد تو ،دست توسّل مى زد

 

بر مصحف نام تو تفأّل مى زد

 

اینگونه شفاعت تو را حاجت داشت

 

"خورشید" كه سوى حرمت زل مى زد

 

 

 

علی زمانیان :

 

آره تنهایى رو خیلى دوست دارم

 

مخصوصا وقتى تو مونسم باشى

 

اون روزى كه هیچكى نیست دور و برم

 

تو رو جون مادرت قسم، باشى

 

 

 

اگه قسمتم نشه حرم بیام

 

یه سلام عرض مى كنم از دور آقا

 

لحظه هاى آخرم منتظرم

 

مثل سلمانىِ نیشابور آقا

 

 

 

من با هیچى مثل رفت و آمد از

 

صحن سقاخونه حظ نمى كنم

 

یه دقیقه موندن تو حرم و

 

باهمه دنیا عوض نمى كنم

 

 

 

حرمت اینقده جاى خوب داره

 

كه یه گوشه ى مشخص ندارم

 

وقتى فكر و ذكر من امام رضاست

 

دیگه فرصت واسه هیچكس ندارم

 

 

 

همه لحظه هایى كه از عمر من

 

توى این حرم گذشتُ دوست دارم

 

كفشامم فهمیدن از بس اومدم

 

خیلى كفشدارى هشتُ دوست دارم

 

 

 

مهدی نظری :

 

باز در عرش خدا ولوله برپاشده است

 

دری از عرش به سمت دل ما واشده است

 

 

 

ازدحام است درِبیت امام هفتم

 

جن و انس و ملك آنجاست چه غوغا شده است

 

 

 

همگی با دلتان راهی آنجابشوید

 

همه تبریك بگویید كه بابا شده است

 

 

 

آنكه عالم همگی محو جمالش هستند

 

به رخ گل پسرش محو تماشا شده است

 

 

 

آمده آنكه نوشتند شبیه زهرا

 

پاره جان و تن حضرت طاها شده است

 

 

 

پسر حضرت موسی به جهان آمده و

 

پاركابش همه جا حضرت عیسی شده است

 

 

 

السلام ای همه جا حضرت خورشید شده

 

روز میلاد تو در هر دو جهان عید شده

 

 

 

با تو هر روز خراسان به خودش می بالد

 

نه خراسان همه ایران به خودش می بالد

 

 

 

نه خراسان و نه ایران به خداوند قسم

 

همه عالم امكان به خودش می بالد

 

 

 

چونكه روی لب تو لحظه به لحظه جاریست

 

ثانیه ثانیه قرآن به خودش می بالد

 

 

 

منتسب بر تو شده گنبد و ایوان طلا

 

این شده گنبد تابان به خودش می بالد

 

 

 

من قسم می خورم این واژه برازنده توست

 

با شما واژه سلطان به خودش می بالد

 

 

 

چونكه درگوشه ایوان تو جا خوش كرده

 

برسرخوان تو مهمان به خودش می بالد

 

 





طبقه بندی: مذهبی،

[ جمعه 22 مرداد 1395 ] [ 05:43 ب.ظ ] [ نور الهدی اندیشه اسلامی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه